قاسمى حسينى گنابادى
53
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
برداشت و بر سر برادر گذاشت و كمر خود را در كمرش بست و سر به گوشش نهاد و آن پند پدرى را كه از اجداد ميراث داشت ، در گوش او گفت و هفت نفر جدا كرد » 18 . پس از مرگ سلطان على صفوى ، كار بر ابراهيم و اسماعيل تنگ شد و رستم بيگ ، كه كينهء آنان را به دل داشت و قصد جانشان را كرده بود ، به على خان سلطان چابك لوى تركمان ، كه به تازگى حاكم اردبيل شده بود ، دستور داد تا فرزندان سلطان حيدر را به قتل برساند 19 . مريدان كه از واقعه خبردار بودند ، فرزندان سلطان حيدر را خانه به خانه ، مسجد به مسجد ، و كوى به كوى پنهان مىكردند ، تا اينكه سرانجام تصميم گرفتند به جايى دور تر از حدود اردبيل ، آنان را پنهان كنند . رشت محلّ اين تصميم بود 20 . ناگفته نماند كه صوفيان اردبيل در حمايت از فرزندان سلطان حيدر تاوان سختى دادند و ظلمها و تعدّىهاى بسيار بر آنان رفت 21 . زمان ورود ابراهيم و اسماعيل و صوفيان همراه را به تقريب 900 ق دانسته 22 و مدّت اقامت آنان را در رشت به اختلاف تا يك ماه نوشتهاند 23 . امّا رشت نيز محلّ امنى براى پناهندگان نبود . ناچار صوفيان به دعوت كاركيا ميرزا على ، حاكم مقتدر لاهيجان « كه از نظر عظمت قدرت و قدمت خاندان بر تمام حكّام گيلان برترى داشت » و از مريدان شيخ صفى بود 24 ، به لاهيجان رفتند . در لاهيجان نيز از جاسوسان و مأموران رستم بيگ تركمان در امان نبودند . به گفتهء غياث الدّين خواندمير 25 ، ابراهيم پس از چند ماه اقامت ، لاهيجان را به سمت اردبيل ترك كرد . به تصريح منابع 26 ، هنگامى كه سپاهيان رستم بيگ به لاهيجان آمدند و اسماعيل را به تهديد طلب كردند ، كاركيا على ميرزا سوگند خورد كه او در زمين گيلان نيست . زيرا وى ، كه از آمدن مأموران رستم بيگ آگاه شده بود ، پيشتر دستور داده بود تا اسماعيل را درون سبدى قرار دهند و آن را از درخت آويزان كنند . مأموران رستم بيگ چون سوگند كاركيا على ميرزا را شنيدند ، قانع شدند و بازگشتند امّا تهديدهاى رستم بيگ تركمان ، روزگار اسماعيل را در اضطراب و تشويش قرار داده بود تا اينكه رستم بيگ به دست عموزادهاش ، احمد بيگ تركمان ، در 902 ق كشته شد و با اين واقعه ، آشفتگىهاى اسماعيل از جانب رستم بيگ تسكين يافت . اسماعيل در لاهيجان تحت حمايت كاركيا ميرزا على روزگار مىگذراند . از جزئيّات دقيق و احوال اسماعيل در لاهيجان اطّلاع كافى در دست نيست ؛ جز اينكه هوش و فراستى كه در او بود سبب شده بود تا حاكم گيلان در تعليم و تربيت وى بكوشد و براى